Setting the scene…

Interactive story
علوم سیاسی
نمیدونم
Play the first scenes free. No sign-up.
Previously
…با ظهور گرگینه، نبرد، رنگی دیگر گرفت. دیگر تنها شاهزاده آریا و جادوگر النا نبودند که با امپراتوری تاریک میجنگیدند. اکنون، یک نیروی افسانهای نیز در کنارشان قرار گرفته بود. آریا، با گوهره نور در دست، احساس کرد که قدرتش، چند برابر شده است. او، دیگر تنها یک شاهزاده نبود. او، رهبر نوری بود که تاریکی را به چالش میکشید. در دل کوهستان، راز باستانی آشکار شده بود. و این راز، نه تنها امیدی تازه برای آذران، بلکه آغازی برای نبردی بزرگتر بود. نبردی که سرنوشت سرزمین، و شاید کل جهان را رقم میزد. اما آریا، با قلبی آکنده از امید و شجاعت، آماده بود تا با تمام وجود، در این راه گام بردارد. او، دیگر از شکست نمیترسید. او، نور را در دل خود یافته بود.